گنجور

شمارهٔ ۴۷۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ماییم و خاکساری و عجز وفتادگی

دستی به سر ز دست دل از دست دادگی

چون بر بساط حسن دوانی زناز اسپ

شاهان ملک را نرسد جز پیادگی

کردی بهشت منزل ما را ز روی خویش

سر برزد از شمایل تو حورزادگی

در مجلس تو شاهد گل وانهاد روی

وز تو نداشت شرم زهی وانهادگی

گر گویمت که آینه ام طلعت تو را

رخ برمتاب کین سخن آید ز سادگی

گفتی که کم گری و زخم بین ولی چه سود

در کار من چو گریه نکرد ایستادگی

جامی اگر نه جام به یاد لبت کشد

درکام ذوق او نکند باده بادگی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان