گنجور

شمارهٔ ۴۳۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

تا به چشم تو سرمه ره کرده

خانه مردمان سیه کرده

سال تو چارده نکرده تمام

نام تو ماه چارده کرده

روی تو بهر خانه ویرانان

در شب تیره کار مه کرده

مهر رخسار عالم افروزت

چاک در جیب صبحگه کرده

عمر بس کس که در نظاره تو

رفته برباد تا نگه کرده

پادشاه سپاه حسن تویی

تا فلک عرض آن سپه کرده

عشق با چون تویی اگر گنه است

نه همین جامی این گنه کرده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان