گنجور

شمارهٔ ۳۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ای پریرخ مرو از خانه ما

رحم کن بر دل دیوانه ما

در غم عشق تو افسانه شدیم

بنشین گوش کن افسانه ما

ازمی عشق چو پیمانه پریم

لب بنه بر لب پیمانه ما

گنج حسنی چه طلسم انگیزیم

که شوی ساکن ویرانه ما

مست عشقیم و دهد ذوق دگر

بر رخت نعره مستانه ما

نور جستیم ز شمع رخ تو

آتش انداخت به کاشانه ما

دید جامی سوی خالت گفتی

کی به هر مرغ رسد دانه ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify