گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۳۵۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

به بزم عشق بتان را چو نام می گویم

تویی مراد چو ماه تمام می گویم

ز بس که ذکر تو سربسته می کنم ز بتان

به فهم کس نرسد کز کدام می گویم

چو در نماز همی ایستم خیال تورا

گهی ز راست گه از چپ سلام می گویم

زبان ز کوثر و تسنیم بسته ام لیکن

حکایت لب لعلت مدام می گویم

بغیر سیب تو هر میوه ام به لب که رسید

گر از بهشت رسیده ست خام می گویم

ثنای قدرشناسان کنج میکده است

چو وصف عارف عالی مقام می گویم

حدیث جامی و شیرین شدن بر او می تلخ

کرامتیست که از پیر جام می گویم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام