گنجور

شمارهٔ ۳۴۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

به هیچ مسجد و محراب بی تو رو نکنم

که پیش ابروی تو سجده آرزونکنم

چو گویمت که مکن وعده وصال دروغ

به یک دروغ دلم شاد کن بگو نکنم

چو باز کردن خوی از تو مشکل است آن به

که با فراق تو سازم به وصل خو نکنم

فتاد چاک به جیب حیات من ای وای

اگر به رشته وصل توآش رفو نکنم

چنان خوشم به قد و عارض و خطت که به باغ

به سرو و لاله نبینم بنفشه بو نکنم

سخن به وصف میانت رقم نیارم زد

اگر قلم چو مصور ز تار مو نکنم

ز بس که درد و غم آرد فسانه جامی

به هر کجا که تویی شرح حال او نکنم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان