گنجور

شمارهٔ ۳۰۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

بر اوج حسن روی تو ماهی بود تمام

ماهیت جمال تو اینست والسلام

مستغرق مشاهده آن دو رخ شدم

زان فارغم که ماه کدام است و خور کدام

زلفت چو سایه از سر سروت فتد به خاک

بادم به فرق سایه سرو تو مستدام

شیخان نارسیده چه دانند قدر عشق

کم جوی طعم پختگی از میوه های خام

از زرق و حیله دام به هر سو نهاده اند

تا آورند مرغ دل جاهلی به دام

درتنگنای صورت تقلید مانده است

زاهد پی محافظت اعتقاد عام

جامی که پی به مشرب تحقیق برده است

رغم عوام را به کف خود نهاده جام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن