بر اوج حسن روی تو ماهی بود تمام
ماهیت جمال تو اینست والسلام
مستغرق مشاهده آن دو رخ شدم
زان فارغم که ماه کدام است و خور کدام
زلفت چو سایه از سر سروت فتد به خاک
بادم به فرق سایه سرو تو مستدام
شیخان نارسیده چه دانند قدر عشق
کم جوی طعم پختگی از میوه های خام
از زرق و حیله دام به هر سو نهاده اند
تا آورند مرغ دل جاهلی به دام
درتنگنای صورت تقلید مانده است
زاهد پی محافظت اعتقاد عام
جامی که پی به مشرب تحقیق برده است
رغم عوام را به کف خود نهاده جام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و شاعر از اوج زیباییهای او صحبت میکند. او به شدت مجذوب چهره و جمال محبوبش شده و در حال غرق شدن در زیباییهای اوست. شاعر بین ویژگیهای ماه و خورشید و معشوق خود مقایسه میکند و به این نتیجه میرسد که زیبایی محبوبش فراتر از هر چیز دیگری است.
شاعر به ویژگیهای زلف محبوب اشاره میکند و دلیلی برای ادامه عشق و علاقه خود به او مییابد. او به دوری اهل شریعت و کلیشهها اشاره کرده و تاکید میکند که تنها تجربه واقعی عشق میتواند درک عمیقتری از این حس را به دست دهد. در پایان، شاعر به بحث درباره اعتقادات عمومی و جستجوی حقیقت پرداخته و به ارزش تجربه شخصی و درک عمیقتری که از عشق و زیبایی دارد، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در اوج زیبایی چهره تو، ماهی وجود دارد که تمام زیبایی تو از آن ناشی میشود و بس.
هوش مصنوعی: من آنچنان در تماشای آن دو چهره غرق شدم که دیگر برایم مهم نیست کدام یک ماه است و کدام یک خورشید.
هوش مصنوعی: اگر زلف تو مانند سایه از بلندی سرو به زمین بیفتد، من به شوق و شادمانی، مانند بادی خنک، همیشه در زیر آن سایه آرام خواهم گرفت.
هوش مصنوعی: افراد ناآزموده و نارس چه میدانند ارزش عشق را؟ آنها نمیتوانند طعم شیرین عشق را درک کنند، مثل اینکه نمیتوانند مزه میوههای رسیده را از میوههای نارس تشخیص دهند.
هوش مصنوعی: در هر طرف تلهها و فریبهای گوناگونی برپا شده است تا دل نادان و سادهدل را به دام بیندازند.
هوش مصنوعی: در تنگنای ظاهری که دینی را فقط از روی تقلید گرفته، زاهدان به دنبال حفاظت از ایمان عامه مردم هستند.
هوش مصنوعی: کسی که به عمق حقیقت دست یافته و به درک بالا و آگاهی رسیده است، نظرات و باورهای عمومی را در دست خود دارد و به آنها توجهی نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر شاد گونه تکیه زده شاد و شاد کام
دولت رهی و بخت مطیع و فلک غلام
این روزگار بیخطر و کار بینظام
وام است بر تو گر خبرت هست، وام، وام
بر تو موکلند بدین وام روز و شب
بایدت باز داد به ناکام یا به کام
دل بر تمام توختن وام سخت کن
[...]
منت خدای را که برون آمد از غمام
بدری که هست پیشرو دودهٔ نظام
صدری که هست خادم پایش سر کفات
میری که هست عاشق دستش لب کرام
شایسته زین ملت وبایسته فخر مُلک
[...]
هر شب نماز شام بود شادیم تمام
کاید رسول دوست هلا نزد ما خرام
خورشید هر کسی که شب آید فرو رود
خورشید ما برآید هر شب نماز شام
روز فراق رفت و برآمد شب وصال
[...]
ای از کمال جاه تو ایام را نظام
وی از وفور علم تو اسلام را قوام
هستی حسام دین و ندیدست روزگار
در قمع شرک و نصرة دین چون یک حسام
سلطان اهل علمی و اندر معسکرت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.