گنجور

شمارهٔ ۲۷۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

جوهر وجود عشق بود مابقی غرض

ان فاتکم فلیس لما فات من عوض

شد عمرها که عهد وفا بسته ام به عشق

عمری مضی و عهدی بالعشق ما انتقض

از غیر عشق عض بصر کن که عاقبت

عض انامل است مکافات ترک غض

با اهل بیت عشق و موالات رفض نیست

ور خود بفرض هست فطوبی لمن رفض

ز افسردگی جهل و کسل خشک مانده ای

جز سوز عشق نیست مداوای این مرض

زاهد به زیر سایه اعمال خویش خفت

انهضته بخالص نصح فما انتهض

جامی چو حمل بار محبت به صدق کرد

سهل است حسود کند حمل بر غرض



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط