گنجور

شمارهٔ ۲۱۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

سبزه از طرف چمن می خیزد

خطت از برگ سمن می خیزد

لاله با داغ تو خفته ست به خاک

زان به خون غرقه کفن می خیزد

گر سبک سر ننهد تن به رهت

جان روان از سر تن می خیزد

می شود صاعقه خرمن صبر

شرری کز دل من می خیزد

یارب این نکهت مشکین ز صبا

یا ز صحرای ختن می خیزد

نه که بوی نفس جانان است

که ز اطراف یمن می خیزد

گفتمش جامی و وصف سخنت

از سخن گفت سخن می خیزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط