گنجور

شمارهٔ ۲۰۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

یارم به خانه ای که شب تار دررود

خورشید و ماهش از در و دیوار دررود

شهری درون خانه خریدار او به جان

هر دم چه حاجتش که به بازار دررود

عاشق به خلد درنرود حور عین طلب

گر دررود به رغبت دیدار دررود

بگشای تار مو که گریزد به نافه مشک

نافه به ناف آهوی تاتار دررود

صوفی ز شوق تو به چمن بس که بگذرد

چون گل مرقعش به سر خار دررود

مشتاق گل به بوی تو بیند چو بسته در

از راه جو چو آب به گلزار دررود

سوزن پی لباس سگت گر زند کسی

لاغر تنم چو رشته به سوفار دررود

آهسته کش کمان که مبادا گذر کند

تیر تو چون به سینه افگار دررود

جامی به دور لعل تو هر دم ز صومعه

آید برون به خانه خمار دررود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام