بی تو از جان ملالت است مرا
با تو بنگر چه حالت است مرا
بی جمال تو گر به مه نگرم
از خیالت خجالت است مرا
کرده ام در صف سگانت جای
بین چه جاه و جلالت است مرا
عشق گفتی ضلالتیست قدیم
از تو رو در ضلالت است مرا
هر چه جز فن عشق و علم نظر
در حساب جهالت است مرا
منم آن آینه که از هر رنگ
داده مهرت صقالت است مرا
دال زلفت کشید جامی و گفت
کین به دولت دلالت است مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و وابستگی به محبوب است. شاعر بدون محبوب، زندگی را بیمعنا و ملالآور مییابد و با او، احساس شادابی و زیبایی میکند. او به زیبایی محبوب اشاره کرده و میگوید حتی با دیدن زیباییهای دیگر نیز از نبود او خجالتزده است. شاعر به عشق به عنوان یک علم و معرفت نگاه میکند و هر چیز غیر از آن را به عنوان جهل میشناسد. او خود را به عنوان آینهای میبیند که وجود محبوب در آن جلوهگری میکند و در نهایت به چیزی اشاره میکند که زلف محبوب را به عنوان نشانهای از قدرت و الگوی رستگاری تلقی میکند.
هوش مصنوعی: بدون تو زندگی برایم کسالتآور است، اما وقتی تو را میبینم، حال و روزم تغییر میکند.
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی ماه هم نگاه کنم، باز هم از فکر تو شرمندهام.
هوش مصنوعی: من در صف خدمتگذاران تو قرار گرفتهام و از مقام و عظمت تو میپرسم که آیا جایی برای من وجود دارد؟
هوش مصنوعی: عشق گفتهای که گمراهیایست کهنه، حالا از توست که مرا در این گمراهی قرار دادهاست.
هوش مصنوعی: هر چیزی غیر از هنر عشق و علم دیدن، برای من نشانه بیخود بودن است.
هوش مصنوعی: من آینهای هستم که عشق و محبت تو را در خود به وضوح نشان میدهد و هر رنگی از احساسات تو در من منعکس شده است.
هوش مصنوعی: ماهی از زلف تو به دور جامی کشیده و میگوید که این به خوشبختی و شانس من اشاره دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.