یار رفت و خیربادی هم نکرد
زین فرامش گشته یادی هم نکرد
بر مراد خویش رو در ره نهاد
روبه سوی نامرادی هم نکرد
بنده ای بودم به کویش خانه زاد
فکر حال خانه زادی هم نکرد
در قفای او دویدم همچو اشک
مرحمت را ایستادی هم نکرد
وز پس رفتن من غمدیده را
شاد چبود نیم شادی هم نکرد
نامه ای بر بال مرغی هم نبست
پرسشی همراه بادی هم نکرد
جامی از بیداد آن جان و جهان
داد جان صدبار و دادی هم نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوری یار و بیتوجهی او به خود شکایت میکند. او احساس میکند که یار هیچگاه یاد او را نکرده و به مسیری رفته که به خویشتن و یاد او اهمیت نداده است. شاعر به وفاداری و بندگی خود اشاره میکند و نشان میدهد که باوجود اشکهایش، یار به او توجهی نداشته است. او حتی امیدوار بوده که یار پیامی برایش بفرستد، اما هیچچیز از او نشنیده است. در نهایت، شاعر به زحمت و درد خود اشاره میکند که صدبار جانش را به خاطر یار داده، اما باز هم هیچگونه توجهی از او دریافت نکرده است.
هوش مصنوعی: دوست رفت و هیچ نیکی نکرد، و حتی یاد آن لحظات فراموش شده را هم نکرد.
هوش مصنوعی: به هدف خود قدم گذاشت و هرگز به سوی ناامیدی گام برنداشت.
هوش مصنوعی: من بنده ای بودم که در خانه او زندگی میکردم، اما هرگز به حال و روز خودم فکر نکردم.
هوش مصنوعی: من به دنبال او دویدم، مانند اشکی که بر گونه میغلتد، اما او هیچ توجهی نکرد و توقف نکرد.
هوش مصنوعی: بعد از رفتن من، غمدیدهای شاد نشده، بلکه حتی نیمjoy هم نکرد.
هوش مصنوعی: نامه ای بر بال یک پرنده ننوشته شد و هیچ سوالی با بادی هم همراه نشد.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان نارضایتی و درد ناشی از ظلم و ستم اشاره دارد. شخصیت سخنگو از سلامتی و حیات خود سخن میگوید که بارها قربانی بیداد و ناامیدی شده است، اما با وجود این همه سختی، کسی به او توجهی نمیکند و کمکی نمیکند. به نوعی، این ابراز احساسات نشاندهنده ناامیدی و غم عمیق اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.