گنجور

شمارهٔ ۱۸۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

خط مشکین کز رخ آن نازنین سر برزند

سنبل تر خوانمش کز یاسمین سر برزند

خط کزان لب بردمد موریست غرق انگبین

کز هراس جان شیرین زانگبین سربرزند

چون نمایی ناگه ابرو باشد آن آهو دلم

کش کمانداری پی صید از کمین سربرزند

دل کزان رخ سوی زلف آمد عجب آواره ایست

کاول آرد رو به روم آخر ز چین سربرزند

چون روم بی تو که چینم یک گل راحت به باغ

هر قدم صد خار محنت از زمین سر برزند

طره از عارض بکش تا صوفیان شهر را

از شب تارگمان صبح یقین سر برزند

داد جان دور از گل روی تو جامی دور نیست

کز گلش چون لاله آه آتشین سر برزند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط