گنجور

شمارهٔ ۱۷۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

نسیم باده به جان مژده حیات دهد

لب پیاله ز غمها خط نجات دهد

متاع هستی خود صرف باده کن زان پیش

که دور چرخ به تاراج حادثات دهد

سلوک عشق محال است بی ثبات قدم

قدم به صدق نه ای دل خدا ثبات دهد

رسیده ای به نصاب جمال با لب خویش

بگوی تا به فقیران خود زکات دهد

برات بوسه طمع داشتم ندانستم

که خط سبز تو بر جان من برات دهد

به راه کعبه وصل تو آب دیده من

به تشنگان خبر دجله و فرات دهد

به خاک پات که چون دررسی ز راه گذار

که بوسه ای دو سه جامی به خاک پات دهد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور