گنجور

شمارهٔ ۱۶۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

به توبه شیخ مهوس مرا موسوس شد

چو دید ساغر لعلت حریف مجلس شد

که بست طاق خم ابرویت تعالی الله

که سجده گاه دل و جان صد مهندس شد

خراب بود به وحشت سرای هجر دلم

خیال روی تو تشریف داد و مونس شد

چو سرو نازگذشتی به باغ و گرد رهت

عبیر جیب گل و کحل چشم نرگس شد

فدای پیر مغان باد نقد هستی من

که یمن همت او کیمیای این مس شد

متاع فقر طلب لیک ازان توانگر دل

که هر چه داشت به می صرف کرد و مفلس شد

چو گشت مدرسه میخانه زان لب میگون

عجب مدار ز جامی اگر مدرس شد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی