گنجور

شمارهٔ ۱۵۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

حسن تو راه امید و بیم زد

نبوت شاهی به هفت اقلیم زد

اول از رویت منجم یاد کرد

هر رقم کز ماه بر تقویم زد

رنگ سرخی اشک ما بر زر نهاد

سکه پاکی تنت بر سیم زد

فهم سر آن دهان نتوان که لب

قفل حیرت بر در تفهیم زد

نقطه سهو است خال آن دهان

کش دبیر بی خرد بر میم زد

بود یک دینار نقد صبر ما

هجر تو بر پنج دانگ و نیم زد

شعر جامی وصف خط سبز توست

خضر تا با او دم تعلیم زد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify