گنجور

شمارهٔ ۸۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح

«یا ایها المزمل » قم و اشرب الصبوح

درکش می صبوح که ارباب ذوق را

هم قوت جسم می شود آن هم غذای روح

از هر پیاله می که گشادم به آن دهان

مفتوح گشت بر دل من صد در فتوح

روی زمین ز تیرگی منکران عشق

محتاج شست و شوی دگر شد کجاست نوح

رویت که چشم زنده دلان روشن است ازو

بدر علی نواظر حی الوفا یلوح

جعد خوشت که شد نفسم مشکبار ازو

مسک لدی نسائم ریح الصبا یفوح

جامی حدیث توبه رها کن که داده اند

معشوق و می ز توبه مرا توبه نصوح



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان