گنجور

شمارهٔ ۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها

که گردد چون شود پر این مه نو بدر محفلها

دلم آن موج زن دریاست ز اوصاف جمال تو

که افتد صد صدف گوهر ز هر موجش به ساحلها

به عزت باش با دلهای عالی همت ای خواجه

که گر افتی ز بام آسمان بهتر کزین دلها

چو هر منزل که لیلی کرده جا کعبه ست مجنون را

به قصد کعبه مجنون را چه حاجت قطع منزلها

چو محمل را درون خالی بود از محمل آرایی

به زیورها چه سود آراستن بیرون محملها

کجا گردد به فکر عقل مشکلهای عاشق حل

که صد مشکل دگر پیش آیدش از حل مشکلها

چو افتد مشکلی جامی به ساقی گوی چون حافظ

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify