گنجور

شمارهٔ ۲۸۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

از صومعه آن به که به میخانه بری پی

جاوید نهی پشت فراغت به خم می

پوشیده قدح نوشی و هرگز نخروشی

کز کی بود آیین قدحنوشی و تاکی

اینجا نبود ازکی و تا کی قدح آشام

چندان که شود اول و آخر ز میان طی

یک لحظه فروداشت کن ای مطرب مجلس

کز دایره ام برد برون زمزمه نی

هر نغمه ات از نی که رود سوی عدم باز

بیم است که جانم برود در عقب وی

از چله کجا گرم شودصوفی خود بین

چون چله وی سردتر است از چله دی

گر زنده دلی رو به در میکده جامی

چون بهر صبوحی شنوی نعره یا حی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر