گنجور

 
جامی
 

حلقه زلف را گشاد مده

عمر سوداییان به باد مده

کشته بادا به خنجر بیداد

هرکه آموزدت که داد مده

ناقه عزم تیزپای مرا

جز به کوی خود ایستاد مده

بنشین خوش درون دیده من

جای مردم درین سواد مده

چون دهی زاد رهروان غم و درد

هیچ کس را ز من زیاد مده

یاد من کن به لطف لیک مرا

آنچه من کرده ام به یاد مده

نامرادی مراد جامی بس

راه او جز بدین مراد مده

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.