گنجور

شمارهٔ ۲۱۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

ای پای دل ز زلفت در عنبرین سلاسل

زین عنبرین سلاسل مشکل خلاصی دل

آرد به هوش زنجیر آن را که گشت مجنون

زنجیر تو ربوده هوش هزار عاقل

هرگز نشد خیالت دور از مقابل جان

ما را خیالت آری با جان بود مقابل

گلها به وصف رویت رنگین رسایل آمد

کرده صبا تک و پو در نشر آن رسایل

دل ماند و آن زنخدان گرچه برآمدش جان

هاروت را چه امکان رستن از چاه بابل

حادی ز آب چشمم گل شد همه بیابان

بهر خدا که طی کن ذکر حبیب و منزل

در نظم و نثر جامی وصف تو گوید و بس

لله خیر ناظم لله در قائل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط