گنجور

شمارهٔ ۲۰۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

چون نسخه جمال تو خالیست از غلط

در وی چرا کشند لب و عارض تو خط

شک داشت در وجود دهانت دبیر حسن

بر لب پی شک از دو سه خال تو زد نقط

بغداد حسن را که تو در وی خلیفه ای

جاریست ز آب دیده ما بر کنار شط

منویس نامه پیش رقیب زبان دراز

خط چون توان نوشت قلم را نکرده قط

بنما میان دوباره که شکل تو کام ما

ندهد نتیجه گر نه مکرر شود وسط

آهنگ اوج عشق ز تردامنان مجوی

پرواز جره باز نیاید ز طبع بط

جامی خجل مباش گر از قحط قافیه

واقع شود به مطلع و مقطع تو را غلط



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور