گنجور

شمارهٔ ۲۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

به سبز خطی یار و سفیدمویی ما

که جز به خون جگر نیست سرخرویی ما

چه غم که نافه به صحرا فکند جهوی چین

خطاست پیش خط یار نافه بویی ما

ز دوستان خدا جسته ایم چاره عشق

نکرده هیچ خدادوست چاره جویی ما

به فرق ما قدح باده ریز کین باشد

ز رنگ دعوی پرهیز خرقه شویی ما

به صفحه دل ما مهر نیکوانست رقم

به حشر بس بود این دفتر نکویی ما

گرفته ایم به فکر دهان تنگ تو خوی

ببین که تا به چه حد است تنگ خویی ما

چو شعر را نبود چاره جامیا ز دروغ

به وصف راست قدان به دروغگویی ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify