گنجور

شمارهٔ ۱۷۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

گر کنی سایه ام ای سرو خرامان بر سر

سر به پایت نهم و دیده گریان بر سر

می توان نسبت بالای تو با سرو سهی

گر بود سرو سهی را مه تابان بر سر

از گل روی تو تنها چو کنم گشت بهار

نهم از ناله همه صحن گلستان بر سر

شاه خوبان تویی امروز و گر عدل کند

تاج شاهی نهدت خسرو دوران بر سر

رخنه شد زآه دلم چرخ قویدستی کو

که فرو کوبدم این گنبد ویران بر سر

مردم از خواندن یاسین تو خیز ای زاهد

که مرا بس بود این شوخ غزلخوان بر سر

باز کن گوش عنایت سوی جامی که کند

دفتر نثر نثار تو و دیوان بر سر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور