گنجور

شمارهٔ ۱۶۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

بیا که قاصد فرخنده پی ز راه رسید

رساند مژده که شاه جهان پناه رسید

فروغ نور جمالش به چشم مهر افتاد

صدای کوس جلالش به گوش ماه رسید

سرود مجلس رندان دردنوش اینست

که شاه تخت جلالت به تختگاه رسید

شدند نعره زنان ناشنیده نغمه نی

که این نوا به مقیمان خانقاه رسید

بخند گو لب مظلوم از بشارت بخت

که دادبخش به سر وقت دادخواه رسید

گناه بود کزو دور زیستم یکچند

چها به روی من از شرم این گناه رسید

چو کرد دعوی شادی دلم به مقدم او

ز اشک شادیش از هر مژه گواه رسید

رسید جذبه لطفی به هر ضعیف از وی

بدان مثابه که از کهربا به کاه رسید

به هر گدا که چو جامی فکند گوشه چشم

ز خاک راه مذلت به صدر جاه رسید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام