گنجور

شمارهٔ ۱۲۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

چو رند خط به حریفان دردخواره نویسد

به درد تیره خم بر سفال پاره نویسد

گرفت روی تو ملک جهان وز خط مشکین

خراج بر مه و خور باج بر ستاره نویسد

دقیقه های فرو رفته از صحیفه حسنت

عذار تو به خط سبز برکناره نویسد

به قصد آنکه بماند همیشه قصه شیرین

به تیشه کوهکن آن را به سنگ خاره نویسد

ببین علو مقام که پیر میکده نامم

گدای عور تهیدست هیچ کاره نویسد

هزار پاره دلم شرح شوق تو نتواند

به لوح چهره گر از خون هزار باره نویسد

رموز عشق شود فاش اگر نه کلک تو جامی

سخن به صورت تشبیه و استعاره نویسد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان