گنجور

شمارهٔ ۱۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

کو قاصدی که شرح غم اشتیاق را

سازم پر از غزل چو خراسان عراق را

هر شب به صورت شفق از عکس خون دل

رنگین کنم کتابه این سبز طاق را

با بخت من زمانه کند اتفاق و نیست

جز هجر دوست خاصیت این اتفاق را

جز برق صبح وصل ز سر منزل امید

زایل نساخت ظلمت شام فراق را

جانم به لب رسید چو بختم به کام ریخت

این زهرناک شربت مر المذاق را

عمرم چو بر تلافی هجران امان نداد

بستم کمر تلاقی یوم التلاق را

جامی نمونه ایست ز ایوان قصر شاه

ایزد که سر به عرش کشید این رواق را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.