گنجور

شمارهٔ ۱۰۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

هر آفتاب که از مطلع جمال برآید

چو ماه روی تو بیند به انفعال برآید

نهال مهر تو کشتم به سینه لیک چه حاصل

اگر نه میوه مقصود ازین نهال برآید

دمیده گرد دهان تو چیست آن خط مشکین

بنفشه ای که ز سرچشمه زلال برآید

اگر به صومعه قوال وصف رویتو خواند

ز صوفیان همه فریاد وجد و حال برآید

به فکر قد و رخت هر شبم لطیفتر از هم

هزار سرو و گل از گلشن خیال برآید

ز گوشمال غمت تیز گشت ناله ام آری

نوای زیر ز بربط به گوشمال برآید

بود به طور کمال این غزل ز گفته جامی

سزد که نام وی از زمره کمال برآید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط