گنجور

شمارهٔ ۱ - یک مثنوی

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » مثنویات
 

به نام خدایی که پست و بلند

ز خورشید فضلش بود بهره مند

فرازنده این کهن بارگاه

فروزنده مشعل مهر و ماه

کریمی که از طارم کبریا

چو شد سایه گستر درین تنگنا

ز فر خود آن سایه را مایه داد

لقب شاه عالم پناهش نهاد

جهان را ز صد گونه فرسودگی

در آن سایه بخشید آسودگی

چو منشی عقل آن تمنا کند

که تاریخ اقبالش انشا کند

فلک حل کند بهر عز و شرف

زر مهر در لاجوردی صدف

عطارد کشد خامه افتخار

کشد نقش بر صفحه روزگار

الا تا بود چرخ عالی نهاد

ازان نقش این صفحه خالی مباد

شهی تاجور بر سریر سرور

بماناد پاینده تا نفخ صور



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام