بر سر آن کو سر من خاک بودی کاشکی
پایمال آن بت چالاک بودی کاشکی
تا مرا بردی به کوی او مگر روزی صبا
قالب خاکی خس و خاشاک بودی کاشکی
چند بر چاک گریبان طعنه ای ناصح مرا
سینه ام صد جا ز تیغش چاک بودی کاشکی
حیف باشد سوختن ران سمندش بهر داغ
داغ او هم بر دل غمناک بودی کاشکی
دی سواره آمد و صد صید بر فتراک او
بنده جامی هم در آن فتراک بودی کاشکی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و آرزوهای شاعر است. او آرزو میکند که سر او بر خاک آن محبوب باشد و زیر پای او له شود. شاعر به یاد روزهایی میافتد که با نسیم و بوی او به کوی او رفته است و به چاکهای گریبانش و زخمهایی که بر سینهاش زده شده اشاره میکند. او همچنین از سوختن و داغ دیدن به خاطر محبوب سخن میگوید و آرزو میکند که خود را در دام عشق او بیابد و بندهای در فتراک او باشد. بهطور کلی، این شعر از عشق عمیق و دردهای ناشی از آن حکایت دارد.
هوش مصنوعی: ای کاش آن مکانی که سر من بر آن خاک است، مورد پاگذاری معشوق زیبایی قرار میگرفت. ای کاش!
هوش مصنوعی: تا زمانی که مرا به محله محبوبش بردی، ای کاش که روزی نسیم، جسم خاکی و ناچیزم را به سرزمین او ببرد.
هوش مصنوعی: نصیحتکنندهای چند بار به من طعنه زد و من بارها از کلام او آزرده شدم؛ ای کاش که سینهام به خاطر این طعنهها و نکتهسنجیها زخم نمیخورد.
هوش مصنوعی: سوزاندن اسبش برای به یاد آوردن غمش، حیف است. ای کاش که دلش اینقدر غمگین نمیشد.
هوش مصنوعی: شخصی سوار بر اسب آمد و تعداد زیادی شکار همراه داشت. همچنین در میان آنها جامی نیز وجود داشت، که ای کاش آن را بهتر میشناختیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی
این گلستان بیخس و خاشاک بودی کاشکی
یار من پاک و به رویش غیر چون دارد نظر
دیده او چون دل من پاک بودی کاشکی
قصد قتلم دارد و اندیشه از مظلومیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.