گنجور

شمارهٔ ۹۹۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بر سر آن کو سر من خاک بودی کاشکی

پایمال آن بت چالاک بودی کاشکی

تا مرا بردی به کوی او مگر روزی صبا

قالب خاکی خس و خاشاک بودی کاشکی

چند بر چاک گریبان طعنه ای ناصح مرا

سینه ام صد جا ز تیغش چاک بودی کاشکی

حیف باشد سوختن ران سمندش بهر داغ

داغ او هم بر دل غمناک بودی کاشکی

دی سواره آمد و صد صید بر فتراک او

بنده جامی هم در آن فتراک بودی کاشکی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن