گنجور

شمارهٔ ۹۵۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ارید بسط غرامی الیک بعد سلامی

و لیس کل کلامی یفی ببعض غرامی

به شرح شوق تو طی شد تمام نامه عمرم

هنوز نامه شوقت نمی رسد به تمامی

من ازدیارک قد عاقنی تفرق بالی

اتت صحیفة شوقی یقوم فیه مقامی

به روز وصل ندانم چه تحفه پیش تو آرم

که صرف شد به فراق تو نقد عمر گرامی

تروم فرش جفونی اذا قدمت مناما

وکیف افرشها و هی بالدموع دوامی

نه جای چون تو لطیفی ست تنگنای دل من

چه خوش بود که به فسحت سرای دیده خرامی

زلال لطفک قد فاض من ریاض وداد

فآض برء سقامی وعاد برد اوامی

ز جامی این نه جواب است نامه کرمت

به قاصدان درت می دهد سجل غلامی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور