گنجور

شمارهٔ ۹۵۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ز مشک تر خطی داری و خالی

ندیده از تو مشکین تر غزالی

رخت خورشید وز هر جانبش خط

کشیده از سواد شب هلالی

خیال آن میان می بندم آری

بود با خویش هر کس را خیالی

ازان گل در نقاب غنچه مانده ست

که از روی تو دارد انفعالی

بود شوق تو افزون گر چه بینم

تو را هر روز و گل را بعد سالی

شود حالم دگرگون هر دم از تو

ولی بی تو نیم در هیچ حالی

به کوی عشق جامی لب فرو بند

که باشد هر مقامی را مقالی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify