گنجور

شمارهٔ ۹۵۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

نه غزالی که سرایم به خیالش غزلی

یا زنم از رخ خورشید مثالش مثلی

نه کریمی که کنم فکر مدیحش چو فتد

ز آفت دهر در ارکان معیشت خللی

نه فصیحی که به برهان سخن های لطیف

باشدش قوت بحثی و مجال جدلی

طی شد اسباب سخن ساقی گلچهره کجاست

که می لعل بود آنچه ندارد بدلی

می خور و روی نکو بین که ملایک نکنند

ثبت در نامه اعمال تو به زین عملی

جیب خاص است که گنج گهر اخلاص است

نیست این در ثمین در بغل هر دغلی

جامی از عشق مگو نکته به زاهد که بود

هر محل را سخنی هر سخنی را محلی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر