گنجور

شمارهٔ ۹۳۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

به یمن سایه چتر فلک سای خداوندی

خراسان غیرت چین شد ز ترکان سمرقندی

ز باران سرشک آرزومندان بحمدالله

که آمد در برومندی نهال آرزومندی

همایون موکب جانان رسید ای چرخ زنگاری

چرا این اطلس فیروزه در پایش نیفکندی

کله چون کج نهد ماه من ای خورشید می شاید

که پیش چاوشان خیلش از جوزا کمربندی

مگوییدم که شو خرسند چون دیدار او دیدی

مسلمانان نیاید راست با هم عشق و خرسندی

چو پاکانش پسندیدند یارب دامن پاکش

مبرا دار تا دامان حشر از هر چه نپسندی

پدروار این همه مهر و محبت تا به کی جامی

چو با ما در نمی آرند خوبان سر به فرزندی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر