گنجور

شمارهٔ ۸۹۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

اشکی که تو را بر گل رخسار دویده

باران بهار است که بر لاله چکیده

تا اشک رسیده ست به روی تو چه گویم

کز رشک به روی من مسکین چه رسیده

اشک است به روی تو نه عکسی ست ز اشکم

کش دیده در آیینه رخسار تو دیده

از چشم و رخت اشک به هر جا که فتاده

گلبرگ تر و لاله سیراب دمیده

اشک تو میان مژه درهاست که مردم

از بهر بناگوش تو در رشته کشیده

در سفت به وصف گهر اشک تو جامی

زینسان سخن پاک و روان کس نشنیده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور