گنجور

شمارهٔ ۸۸۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر کس که نیست زنده به عشق تو مرده به

خود مرده پیش زنده دلان از فسرده به

هر کس نهال شوق تو در باغ جان نکشت

از نخل آرزو بر دولت نخورده به

چون چرخ سفله می دهد اندر نواله زهر

دست هوس به خوان نوالش نبرده به

ای شیخ سبحه را مشمر شرط راه فقر

کان رشته از قبیل علایق شمرده به

زاهد که عیب باده فشاران همی کند

در تنگنای توبه و تقوا فشرده به

خوش قایدی ست عشق به کف کفایتش

یکبارگی زمام ارادت سپرده به

جامی خیال خال و خط نیکوان مبند

کین نقشها ز صفحه خاطر سترده به



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن