گنجور

شمارهٔ ۸۴۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

رمید آن آهوی مشکین ز من آه

نای عنی غزال کنت اهواه

خدا را ای صبا آگاهیم ده

که آن آهو کجا دارد چراگاه

ز ما بگریخت چون مشکین غزالی

الا یالیت شعری این مرعاه

نیارم شرح کردن آنچه دیدم

من از نادیدن آن نازنین ماه

ز خونین اشک من دانند مردم

وان لم اشک مما کنت القاه

منم در انتظار او شب و روز

نشسته گوش بر در چشم بر راه

ز طیب زلف او عطر کفن برد

چو شد با خاک جامی طاب مثواه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام