گنجور

شمارهٔ ۸۱۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

زهی چشم جهان بین روشن از تو

به چشم ما جهان چون گلشن از تو

مکن گو خانه ام روشن مه پر

که پر ماه است بام و روزن از تو

ز بس در دلیری استاد گشتی

بتان گیرند تعلیم این فن از تو

لبت گر جان ستان بودی چو غمزه

نبردی جان سلامت یک تن از تو

بدرد جیب تا دامن گر افتد

جدا همچون قبا پیراهن تو

زند گل لاف با پیراهنت لیک

ندارد بویی آن تردامن از تو

مگو هر دم چه خواهی جامی از من

که غیر از تو نمی خواهم من از تو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام