زهی چشم جهان بین روشن از تو
به چشم ما جهان چون گلشن از تو
مکن گو خانه ام روشن مه پر
که پر ماه است بام و روزن از تو
ز بس در دلیری استاد گشتی
بتان گیرند تعلیم این فن از تو
لبت گر جان ستان بودی چو غمزه
نبردی جان سلامت یک تن از تو
بدرد جیب تا دامن گر افتد
جدا همچون قبا پیراهن تو
زند گل لاف با پیراهنت لیک
ندارد بویی آن تردامن از تو
مگو هر دم چه خواهی جامی از من
که غیر از تو نمی خواهم من از تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و نورانیت محبوب و معشوق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که چشمان معشوق جهان را روشن و گلشن میبیند و خانهاش را از نور او نمیخواهد پر کند. او ستایش میکند که حتی بتان هم از دلیری و هنر معشوق آموزش میبینند و اگر لب او جان را بگیرد، هیچکس نمیتواند از او جدا شود. زیبایی و لطافت معشوق در دنیای او ملموس است و شاعر هر خواستهای غیر از عشق او را بیمعنا میداند.
هوش مصنوعی: چشم تو که به تمام جهان نگاه میکند، آنقدر روشن و زیباست که برای ما، دنیا مانند یک گلستان است.
هوش مصنوعی: نور ماه را به خانهام نیاور، چرا که بام و پنجرهام پر از نور ماه است و به اندازه کافی روشن است.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه در دلیر بودن بسیار ماهر شدی، حالا بتها هم از تو یاد میگیرند.
هوش مصنوعی: اگر لبهای تو جان میگرفتند، هیچکس نمیتوانست جان سالمی از تو به در ببرد و تو با یک نگاه به او آسیب نمیزدی.
هوش مصنوعی: اگر چیزی به درد جیب و دامن بخورد، در واقع جداست مانند اینکه پیراهن تو از قبا جدا شده باشد.
هوش مصنوعی: گل در پیراهن تو به زیبایی دیده میشود، ولی هیچ بویی از آن نیست. آن تردامن هم از تو بویی نمیبرد.
هوش مصنوعی: هر بار که چیزی خواستی، به من نگویید که چه میخواهی، زیرا من تنها تو را میخواهم و چیز دیگری نمیطلبم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بجانی جرعهٔ اینجا به جز تو
اگر میشایدت کلی بخور تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.