پیاده سوی چمن سرو من گذار مکن
به سبزه و سمن آن پای را فگار مکن
به خون نشست گل از رشک سبزه بهر خدا
که پا برهنه دگر گشت جویبار مکن
گل است آن کف پا گل به پیش او خاری
به خاک پات که آزار گل به خار مکن
به خنجر ستم و جور سینه ام مشکاف
چو لاله داغ نهان من آشکار مکن
چو خوی تلخ توام ناامید خواهد کشت
مرا به عشوه شیرین امیدوار مکن
به مردم از تو بسی لاف آبرو زده ام
مران به خواریم از پیش و شرمسار مکن
نماند دل که ز درد تو خون نشد جامی
خدای را که چنین ناله های زار مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوق میخواهد که قدم به چمن نگذارد و پاهایش را بر سبزه و سمن نگذارد، چرا که این کار باعث آسیب به گلها میشود. او از روزگار نگران است و به عشق و دردهایش اشاره میکند. شاعر از درد و رنج خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که او را ناامید نکند و به او آسیبی نرساند. در نهایت، او از خدا طلب میکند که این نالههای زار و غمگین را از او دور کند.
هوش مصنوعی: به راه چمن که میروی، بر روی پای خود توجه نکن و آن را به سبزه و گلهای معطر گم نکن.
هوش مصنوعی: گل به خاطر حسادت به سبزه، غمگین و پژمرده شده است. برای خدا، دیگر جویبار را نادیده بگیر که این وضع به نفع هیچکس نیست.
هوش مصنوعی: کف پای او به زیبایی گل است و وجود او همچون خاری به نظر میرسد. به خاک پای او توهین نکن و به گل آزار نرسان.
هوش مصنوعی: دل من از ظلم و ستم مانند لالهای است که درونش داغی پنهان دارد. نکنید که آن درد و اندوه را برای دیگران آشکار کنید.
هوش مصنوعی: وقتی که رفتار تلخ تو مرا ناامید میکند، به عشق و محبت شیرینت امید نداشته باش، زیرا ممکن است این ناامیدی مرا از پا درآورد.
هوش مصنوعی: من به دیگران ادعا کردهام که تو شخصیت بزرگی هستی و آبروی من را بالا بردهای؛ پس لطفاً من را پیش خود خوار و ذلیل نکن و باعث شرمساریام نشو.
هوش مصنوعی: دل من از درد تو به شدت آزار دیده و حالتی مانند خون شدن دارد. ای خدا، نمیدانم چرا اینگونه نالهها و زاریها را برمیآورم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فضیلت نسب و اصل خارج ذاتست
بفضل غیر خود ای سفله افتخار مکن
بانتساب سلاطین و خدمت امرا
که زایلست مزن تکیه اعتبار مکن
بصنعتی که درو هست شرط صحت دست
[...]
ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
به اختیار پشیمانی اختیار مکن
چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
بگیر ساغر و خون در دل بهار مکن
اگر به دست تو می گویی اختیاری نیست
تو هم برای خدا جبر اختیار مکن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.