گنجور

شمارهٔ ۷۲۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای خاک نعل توسن تو تاج سرکشان

دیوانه جمال تو خیل پریوشان

خواهند سرو و گل که به راهت شوند خاک

روی که گشت باغ روی مست و سرخوشان

دی می شدی سواره و من بوسه می زدم

هر جا ز نعل اسب تو می یافتم نشان

مردم ز شوق آن لب میگون خدای را

کز جام نیم خورد خودم جرعه ای چشان

روبد ره تو سنبل مشکین چو بگذری

بر طرف باغ زلف معنبر به پاکشان

بستی نقاب و صولت صبرم فرو شکست

بنمای روی و شعله شوقم فرونشان

جامی که مرد تشنه لب از شوق لعل تو

می نوش و جرعه ای دو سه بر خاک او فشان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.