گنجور

شمارهٔ ۶۰۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

شدم دیوانه وان طفل پری پیکر نزد سنگم

کنون زین غصه چون دیوانگان با خویش در جنگم

رو ای شادی خدا را جانب ارباب عشرت شو

که نبود جای جز غم های او را در دل تنگم

نخواهم جز قیامت خاستن چون کوهکن زینسان

که از دست دل سخت تو آمد پای در سنگم

دورنگی می کند رخسار زرد و اشک سرخ من

ولی من هم چنان در دعوی عشق تو یکرنگم

چو چنگ از هر رگم صد نغمه عشرت فزا خیزد

اگر بخت افکند سررشته وصل تو در چنگم

کشیدم همچو عود از چنگ غم صد گوشمال اما

شد از هر گوشمالی تیزتر سوی تو آهنگم

مده پند من ای زاهد که جامی نیکنامی جو

که من بدنام عشقم آید از نام نکو ننگم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify