گنجور

شمارهٔ ۵۵۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

برون آی از نقاب غنچه ای گل

که از شوق جمالت سوخت بلبل

چو گردد موعد دیدار نزدیک

نیاید دیگر از عاشق تحمل

به گشت باغ رفتم تا برآیم

دمی چون لاله خوش با ساغر مل

مرا شوق تو گریانید چندان

که شد پر خون ز اشکم دامن گل

ز بس نالیدم از فریاد مرغان

در اطراف چمن افتاد غلغل

جدا زان سرو قد و سنبل زلف

ندیدم قد سرو و زلف سنبل

چو مطرب لب ببست از نظم جامی

برآمد از صراحی بانگ قلقل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور