گنجور

شمارهٔ ۵۵۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

زهی اشک من و لعل تو یکرنگ

ز تو اندوه من با کوه هم سنگ

مرا درج گهر این بس که دارم

ز پیکان های تو بر سینه تنگ

ز تیغت چهره مقصود پیداست

مبادا ز خون بی دردان بر آن رنگ

حذر زان چشم و مژگان تا کی ای دل

دلیران چون گریزند از صف جنگ

قدم خم شد چو چنگ و دارم امید

که آرم تاری از زلف تو در چنگ

رقیب از کشتن من ننگ دارد

به یک تیغم خلاصی ده ازین ننگ

به آن قامت خوش است آهنگ جامی

بنامیزد زهی مرغ خوش آهنگ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور