گنجور

شمارهٔ ۵۲۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

سر به پای توام ای کعبه جان نیست گزاف

گر بگویم که کند گرد سرم کعبه طواف

صورت آرزوی من ز گریبانت نمود

نیست آیینه درویش به جز سینه صاف

چیست این نافه اگر زانکه به چین آهو را

نبریدند به سودای سر زلف تو ناف

جلوه حسن تو زینسان که جهان را بگرفت

هیچ کس را نتوان داشت ز عشق تو معاف

با همه روی زمین متفقم در همه دین

مشرب عشق تو شست از دل من نقش خلاف

تیغ مصقول تو آیینه مقصود من است

یارب این آینه را سینه من باد غلاف

زان میان چون قلم از موی همی پیچد سر

فکر جامی که به هر نکته بود موی شکاف



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر