گنجور

شمارهٔ ۵۱۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظ

لذت می مست داند هوشیاران را چه حظ

ای امید ما همه از تو به نومیدی بدل

غیر نومیدی ز تو امیدواران را چه حظ

یافت با سنبل ز جعد مشکسایت شمه ای

ورنه از طوف چمن باد بهاران را چه حظ

خاک پایت گر نباشد جای بالین زیر سر

بر سر کوی تو شبها خاکساران را چه حظ

گرنه هر سو بلبلی چون من زند دستان شوق

از بهار خوبی آخر گل عذاران را چه حظ

من ز بخت خود لگد کوبم به راه آن سوار

ورنه از آزردن موران سواران با چه حظ

دیده بی خواب جامی گشت ازان رخ بهره مند

از فروغ مه به جز شب زنده داران را چه حظ

دیده بیخواب جامی گشت ازان رخ بهره مند

از فروغ مه بجز شب زنده داران را چه حظ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان