گنجور

شمارهٔ ۵۱۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ساقی بده ز خم صفا یک دو جام خاص

تا یابم از کدورت خود یک دو دم خلاص

باشد به قدر لطف سخنور سخن لطیف

از گفته های عام مجو نکته های خاص

بر خصم جور پیشه مکن تیغ انتقام

در کیش عشق عفو ز قاتل به از قصاص

لطف عمیم دوست مرا خاص خویش خواند

ورنه مرا چه حد که زنم لاف اختصاص

طی کن به گام صبر و توکل طریق فقر

خواص ازین معامله شد قدوه خواص

بر گوش شیخ نعره مستان بود گران

لیت الزمان یفرغ فی اذنه الرصاص

جامی به قید حلقه آن زلف دل بنه

اذ لاخلاص منه بحال و لامناص



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن