رخت کز خط مشکین شد مزین صفحه سیمش
همانا در جفاکاری نوشتی لوح تعلیمش
فتاد اندر کشاکش دل ز چشم و ابروی شوخت
به تیغ غمزه کن جانا میان هر دو تقسیمش
متاع جان همی خواهی ز من گر خود نمی آیی
فرست از لب سلامی تا کنم فی الحال تسلیمش
منجم حکم فتح الباب اشک ما رقم می زد
روان شد سیل خون از جوی جدول های تقویمش
کمر گرد میانت گر شود چون میم خود حلقه
بود آن حلقه در تنگی فزون از حلقه میمش
لبت مهر سلیمان است و بر وی اسم اعظم خط
اجازت ده خدا را تا ببوسم بهر تعظیمش
نهادی پا به کوی عاشقی جامی ز سر بگذر
نه مرد معرکه ست آن کس که از کشتن بود بیمش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی معشوق و تأثیرش بر دل و جان عاشق میپردازد. او از زیباییهای ظاهری معشوق، همچون چشمان و ابروهایش، سخن میگوید و نشان میدهد که این زیباییها چگونه دل او را به درد آوردند. شاعر از معشوق میخواهد که اگر نمیتواند به او نزدیک شود، حداقل سلامی از لبانش بفرستد تا او را تسلیم کند. او همچنین به اشکهای خود اشاره میکند و میگوید که این اشکها نقشی در شکلگیری تاریخ و زمان دارند. شاعر عشق را سخت و پرخطر توصیف میکند و به قدرت عشق در به چالش کشیدن مردانگی اشاره میکند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که اجازه دهد او را ببوسد تا نشان دهد که او چقدر به او احترام میگذارد.
هوش مصنوعی: لباس ترمهای که به رنگ سیاه است بر روی صفحه نقرهایاش زیبایی خاصی دارد. این زیبایی نشاندهندهی سختی و جفاهایی است که بر او رفته و به نوعی درسهایی را که آموختهاست، روی آن نوشتهاند.
هوش مصنوعی: دل در حوادث و کشمکشها به خاطر زیباییهای چشم و ابروی کسی دچار تردید و سردرگمی شده است. ای محبوب، به طوری که با ایکس میکنی، او را بین این دو عشقت تقسیم کن تا همچنان در این دوگانگی باقی بماند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از من چیز گرانبهایی بگیری، پس خودت به حضور نیایی، دستکم سلامی بفرست تا من سریعاً تسلیم درخواستت شوم.
هوش مصنوعی: منجم با حکم خود به ما میگوید که درهای شادی را باز کنیم، اما اشکهای ما بهقدری فراوان است که شبیه سیلاب خون از جویهای تقویم سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: اگر کمر تو به حالت گرد در آید، مانند حرف "میم" خواهد بود و آن حلقهای که در مرکز کمر تو ایجاد میشود، به مراتب تنگتر از دایرهی میم است.
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند مهر سلیمان است و بر آنها نام بزرگ و پرقدرتی نوشته شده است. اجازه بده تا به نشانهی احترام آنها را ببوسم.
هوش مصنوعی: به عشق و محبت پا بگذار و از تمام دلبستگیها عبور کن، زیرا کسی که از خطر و مشکلات عشق میترسد، در واقع شجاعت لازم برای مواجهه با چالشهای عشق را ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غم دل زان خورم کانجاست آن بالای چون سیمش
وگر نه دل که دشمن شد مرا، چه جای تعظیمش
دهانش میم مقصود است و صد سبق از غمش خواندم
نشد ممکن که یک روزی نهم انگشت بر میمش
هزاران جان مسکینان دو نیم است از دهان او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.