گنجور

 
جامی

از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیز

یاد کن از برگ ریز عمر و می در جام ریز

شد زرافشان فرش مینارنگ می سازد سپهر

ز ابر پرویزن که گردد بر سر زر سیم بیز

باغ شد بی برگ و اکنون هم خوش آهنگان باغ

می کنند آهنگ لیک از باغ آهنگ گریز

سبزه موقوف بهار آمد به زیر گل بلی

خفتگان باغ دارند انتظار رستخیز

هر گل راحت که گلبن داد مستان را به دست

می نهد در راهشان امروز صد خار ستیز

سرو ماند آزاد ز آسیبی که گل‌ها را رسید

باد عمر سروران گو رو به باد این ریز و بیز

زود خواهد بود کآرد خار بهر اهل راز

همچو جامی صد گل معنی برون از طبع تیز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

خسروا بیم است کز گیتی برآید رستخیز

تا تو برخیزی بشادی تندرست و شاد خیز

پا بنالیدی تو لختی دوستداران ترا

دیده ها گشتست باران ریز و دلها ریز ریز

رنج و بیماری کشیدی هفته ای آن رفت و ماند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
سیدای نسفی

دلبر اسپند سوزم آتشم را کرد تیز

تا کنم در خدمت او پیش مردم جست و خیز

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سیدای نسفی
ملک‌الشعرا بهار

نادر اندر طوس چون بشنید آن چنگ وکریز

نامه‌ای بنگاشت سوی شه همه بیغاره خیز

گفت بس در چشم بدخواهان نماید ناتمیز

این ستیز زشت و صلحی زشت‌تر ازآن ستیز

باری اکنون چاره‌ای باید پس از این رستخیز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ملک‌الشعرا بهار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه